تبليغاتX
آوای کرد
designer:takrah.blogfa.com
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
۞زیباترین قالبهای وبلاگ۞ نوسود:گوشه ای از فرهنگ اورامانات
هورامان
کورد کلهر
کرد و کردستان
آکادمی زبان کردی
گوگل کردی
سایت استاد شهرام ناظری
خوشه ویستی
کرد کیست
ته‌مته‌مه‌ليولان
ئیلام ئاسوو
دانشجویان کرد
باوه یال
کردهای شیراز
مانگه شه و
آموزش زبان کردی
ایلام بهشتی ناشناخته
دانلود قالب وبلاگ
کدهای جاوا اسکریپت
به یان کورد
سایت خبری کورد نیوز
سایت بهمن قبادی
روانسر
زمانی کوردی
جامعه وبلاگ نویسان کرد
ایلام ساتراپ مهر
یاد داشت های من تا رسیدن به....(ایرج عبادی)
ایلام سرزمین آلامتو
بانکول
کرد کیست؟کردستان کجاست؟
وبلاگ تخصصی دکتر علی شریعتی
دانلود صد کتاب دسته اول
بانک مقالات علمی
دانلود کتاب الکترونیکی
لکستان
بانک اطلاعات نشریات کشور
دانلود آهنگهای کردی
ویکی پدیای کردی
زبان و ادبیات لکی
انجمن فرهنگی کردهای خراسان
دیکشنری آنلاین کردی_انگلیسی
دیکشنری کردی کلهری
کرد فیلی
::به اين ميگن حال واقعي::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:آوای کرد در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
طراحی قالب.لوگو.تیتر فلش و...
Powered by:

blogfa.Com

 تبلیغات!

 

طبیعت ایلام

 

[+] نوشته شده توسط در 12:5 | |

اصطلاحات خویشاوندی در ایل کلهر

واژه‌های مربوط به بستگی خویشاوندی که در ایل کَلهُر ساکن غرب ایران رواج دارند:

فارسی کلهری آوانوشت
زن ژن Žen
مرد پیاگ Peyāg
پدر باوگ Bāug
مادر دالگ Dāleg
برادر برا berā
خواهر خُویشک Xovayšk
پدربزرگ ( جدپدری) باپیر bāpir
پدربزرگ ( جد مادری ) باپیر bāpir
مادربزرگ ( جد پدری ) نه نگ naneg
مادر بزرگ ( جد مادری) نه نگ naneg
عمو مه مو Mamu
عمه میمگ Mimeg
دایی خالو Xāllu
خاله میمگ Mimeg
داماد زاوا Zāvā
عروس ویو Viv
زن عمو مه موژن Mamu žen
زن دایی خالوژن Xāllu žen
شوهر خاله شیو میمگ Šiu mimeg
شوهر عمه شیو میمگ Šiu mimeg
زن برادر برا ژن Berā žen
خواهر شوهر دش deš
هم عروس هاو ویو Hāv viv
باجناق هاو زاوا Hāv zāvā
پسر عمو ئاموزا āmuzā
دختر عمو ئاموزا Āmuzā
پسر دایی خالو زا Xāllu zā
دختر خاله میمزا Mimezā
پسر خاله میمزا Mimezā
دختر عمه میمزا Mimezā
پسر عمه میمزا Mimezā
پسرم کورم Kurrem
دخترم دیو تم Divatem
فرزند برادر برار زا Berār zā
فرزند خواهر خوار زا Xouār zā

[+] نوشته شده توسط در 15:11 | |

کلهر

ایل کَلهُر یکی از کهن‌ترین طایفه‌های غرب ایران است. که خواستگاه آنان در غرب ایران در استان کرمانشاه  و استان ایلام می‌باشد و همچنین مرکز آنان شهرستان گیلانغرب می‌باشد.

پیشینه

در علت نامگذاری این ایل اصیل با نام کلهر ، باید در ساخت ، ریشه و معنی آن دقیق شد لفظ کلهر با فتح کاف و ضم هاء از دو بخش «کل»و«هور»یا«هُر»تشکیل شده‌است. این کلمه که با تلفظ‌های متعدد در منابع آمده‌است از قبیل کلهور ، کلهر و کلِر. در زبان محلی تلفظ سوم بیشتر رایج است.از همه آنها یک معنی به ذهن متبادر می‌شود.کَل به معنای آهوی کوهی نر می‌باشد واز خصوصیات این حیوان کوهی ،همانا شجاعت و جنگندگی و جست وخیز فراوان آن است .قسمت دوم کلمه ، هور یا هُر می‌باشد که در واژه نامه‌ها به معنای خورشید وآفتاب آمده‌است.از ویژگی‌های خورشید درخشندگی و سرعت و جذابیت می‌باشد.حال اگر به دنبال وجه شبه این دو کلمه کل و هور با مردمان ایل کلهر بگردیم باید نظری داشته باشیم به زیستگاه وقلمرو آنها یعنی دامنه‌ها و ارتفاعات پر فراز و نشیب زاگرس.مردمان این ایل در طول تاریخ با ناملایمات طبیعی دست و پنجه نرم کرده با شجاعت و جنگندگی همانند آهو و کل ، کوه‌ها وصخره‌ها را در نوردیده ورام خواسته‌های خویش کرده‌اند ومهاجمانی که از صفحات غربی ایران قصد سوئی نسبت به کشورمان را داشته‌اند عقب رانده و آنها را به خاک مذلت نشانده‌اند .از طرفی اینها را به خاطرچهره‌های بشاش وجذاب و همچنین سرعت برق آسایی که درپیمودن کوه‌ها و گردنه‌های صعب العبور داشته‌اند ، به خورشید که مظهر جذابیت است تشبیه کرده‌اند .

قسمت دوم نام کلهر یعنی هر(هور) نیز احتمالاً از نام قوم هوری که قومی اسیانی بودند گرفته شده‌است.

برخی از منابع قوم کلهر را غیرایرانی و گاهی یهودی معرفی می‌نمایند. با توجه به اینکه کتاب‌های قدیمی و سفرنامه‌های جهانگردان و روایتهای سنتی رایج در میان ایل کلهر این ادعا را به اثبات می‌رساند که، ایل کلهر در غرب ایران از جایگاه کهن و اصیلی برخوردار بوده‌است این قوم زمانی بر سرزمین بابل و روزگاری نیز بر بغداد مقر خلافت عباسیان و با نام سرزمین کلهرستان حاکمیت داشته‌اند.

کلهرها از زمان باستان تا کنون نامشان موجود بوده‌است ولی تا به حال کسی تاریخی جامع و منسجم و علمی درباره این قوم ننگاشته‌است. این قوم از روزگار شاه اسماعیل اول بنیان گذار دولت صفوی تاکنون با حکومتهای مرکزی ایران و برخی از دولت‌های دیگر ارتباط داشته‌است و همواره سخت‌ ترین حوادث را تجربه نموده‌اند.

ایل کلهر در فتح مصر، شام، فلسطین و دفع تجاوز افغانهای هراتی و جلوگیری از تجاوزات پی در پی دولت عثمانی و اعراب به مرزهای غربی ایران و تأمین نیروهای مسلح نقش بسزایی داشته‌است. با شروع جنگهای ایران و عثمانی از زمان صفویان تا روزگار قاجاری عملکرد این ایل با سران آن در تاریخ جنگها و فتوحات ثبت و ضبط گردیده‌است.


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط در 15:8 | |

"کردهاي شيعه" عراق، در بيست ونهمين سالگرد کوچ اجباري، به دنبال حقوق از دست رفته
بغداد- کردهاي فيلي (کردهاي شيعه عراق) که در ايران به "رانده شدگان " معروفند، در بيست و نهمين سالگرد کوچ اجباري در زمان رژيم بعثي صدام که طي آن اموال و مدارک هويتي شان را از دست دادند، روز شنبه در همايشي در پايتخت عراق، خواستار اعاده حقوق خود شدند.

به گزارش ايرنا، اين همايش که در پي يک راهپيمايي مسالمت آميز در روز گذشته در مرکز بغداد برگزار شد، با انتشار بيانيه اي به کار خود پايان داد.
در اين بيانيه بر اصلاح قانون اعطاي شناسنامه، به رسميت شناختن کوج اجباري کردهاي فيلي به عنوان يکي از جرايم انساني، بازگرداندن املاک و دارايي ها و شناسايي سرنوشت مفقودالاثرهاي آنان تاکيد شده است.
توجه بيشتر دولت به آوارگان فيلي و ارائه خدمات مناسب به آنها، بازسازي و سازندگي شهرهايشان از جمله زرباطيه، مندلي و خانقين که در جوار مرزهاي ايران واقع شده و ساخت يک بناي يادبود در يکي از ميادين مهم بغداد، از ديگر درخواست هاي مطرح شده در اين بيانيه بود.
در اين همايش، علاوه بر شخصيت هاي سياسي عراق، جمعي از خانواده هاي شهدا و شخصيت هاي سياسي و نهادهاي فعال در زمينه حقوق کردهاي فيلي نيز حضور داشتند.
در عراق کسي نيست که از ظلمي که بر کردهاي شيعه معروف به "کردهاي فيلي" در طول سه دهه حاکميت رژيم سابق بعث بر اين طيف از مردم عراق رفته بي خبر باشد اما در عين حال با گذشت شش سال از سقوط رژيم صدام آنان معتقدند که هنوز در معرض ظلم و بي مهري قرار دارند.
کردهاي فيلي که جمعيت آنها در داخل عراق از سه ميليون نفر تجاوز مي کند و با وجود اينکه جمعيت آنها بيش از ترکمانان و هريک از اقليت هاي ديني مانند مسيحيان، صابئي ها و ايزدي ها است اما تاکنون هيچ نهاد رسمي داخلي يا خارجي گامي در جهت احقاق حق اين طيف قومي و مذهبي عراق برنداشته است.
کردهاي فيلي در دوره رژيم بعث به سه اتهام کرد بودن، شيعه بودن و ايراني الاصل بودن، از خانه و کاشانه و شهرهايشان به خارج عراق به ويژه جمهوري اسلامي ايران کوچانده شدند و اکنون که بازگشته اند همچنان به آنها به عنوان شهروندان درجه دوم عراق نگاه مي شود و خيلي از آنها هنوز داراي مدارک هويتي نيستند.


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط در 15:3 | |

avaykurd by you.

[+] نوشته شده توسط در 13:47 | |

توجه                                                                                                      توجه             

 

                                             بزرگترین گالری عکسهای کردی

                                          در وبلاگ زیر:            

http://www.imagekurd.blogfa.com/

[+] نوشته شده توسط در 11:10 | |

تاريخ مردم کرد

خصوصيات تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي :: تاريخ مردم کرد….

قبل از اينکه در باره منشاء نژاد اکراد صحبت شود بهتر خواهد بود بدانيم چرا اين طايفه را کرد مينامند ؟ و لفظ کرد از کجاست ؟کتابهاي تاريخي جديد و نژاد شناسي قديم و جديد نظير نوشته هاي تورودان ژن Thureau.Gin درايورdriver و پروفسور مينورسکي و همچنين گزنفون سردار و معرف معروف يوناني و استرابون و سرمارک سايس و نيز کتيبه هاي آشوري از فلاتي بنام Kardaka وطوايفي بنام کورتي Kortti که ساکن آنند صحبت  ميکنند وتا با مروز که آنرا دنبال مينمايند آن سرزمين حوضه بالاي دجله و فرات و ناحيه کوه “جودي”و ميان موش ودراربکر و سرچشمه هاي زاب کبير و ضغير و کوههاي زاگروس و مردم آن را “کردان”امروزي ميدانند و اين مطلب تقريبا “مسلم شده که از چندین هزار سال باين  طرف  هيچگونه تغيير و تبديلي در ساکنان آن سرزمين صورت نگرفته است . با اين حساب گوتي ها ،کورتي ها و قردوها و بقولي که منسوب به يوناني ها است کردوئن ها بگفته ارامنه  کردوخ ها  هم يکي بوده  و همان اکراد امروزي  ميباشند.
نظامي شاعر بلند آوازه ايران ميفرمايد:

 

 گر شد پدرم به نسبت جد                يوسف پســـر زکي محمد

گر مادر من رئيسه كـــرد              مادر صفتانه پيش من مرد

 

 

واين نظريه را دانشمند ان متبحر يچون همارتون (HOMARTON) و نولدکه (NOLDKE) و وايسباخ (WAISSBACK) تاييد نموده و ميگويند قوم کورتي که مورخان يونان قديم در جزء طوايف ماد  و  پارس نام  برده اند  همين کرد فعلي است.نوشته

هاي اردشير بابکان سر سلسله  ساسانيان و ساير مورخين عرب و ايراني را دليل اين ادعا بيان ميکنند.
راسيک و دراور مستشرقين معروف اين منظور را چنين بيان ميکنند (در طول تاريخ تا آنجا که بيش از سه هزار سال به عقب برميگردد. در هر جا به نامهاي گوتي يا کورتي ، خالدي الکردي ،کاردا ، کار توخي، سيرتي غوردياي ، غوردوئه تي ، کارتاوايه ، کارداک ،……. برميخوريم بايد بدانيم همه آنها اجداد کردهاي امروزي را تشکيل مي داده اند و همين نام را به سرزمين خود که عبارت ازهمان مناطق فوق الذکر باشد داده اند ).ا.م دياکو نوف در کتاب تاريخ ماد مينويسد: واژه کوتي فقط در هزاره سوم و دوم قبل از ميلاد معني و مفهوم داشته است و بيک گروه معيني اطلاق ميشده که در مشرق و شمال غربي لولوبيان (سراسراراضي که از درياچه اورميه تا بخشهاي علياي رود ياله ممتد بود ، گفته ميشد که همان ناحيه شهرهاي کنوني مياندواب و بانه و سليمانيه و ذهاب و سنندج است)ودر خاک آذربايجان کنوني و کردستان زندگي ميکردند ودر هزاره اول قبل از ميلاد همه “اورارتوئيان” و مردم “ماننا” و”ماد” را”کوتي”ميناميدند و فقط گاهي در کتيبه هاي نظير کتيبه “سارگوم دوم” مادهاي ايراني زبان از “کوتيان”مشخص و ممتاز گشته اند.


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط در 21:15 | |

معرفی استان های کردنشین

 

استان کردستان:

 بیشینه تاریخی

 استان‌ كردستان‌ بخشي‌ از سرزميني‌ است‌ كه‌ تحت‌ حكومت‌ مادها اداره‌ مي‌شد. حدود تاريخي‌ سرزمين‌هاي‌ تابع‌ دولت‌ ماد از شمال‌ با اورارتو، از غرب‌ با آشور و از جنوب‌ غربي‌ و جنوب‌ با ايلام‌ و سومر (بابل و اكاد‌) محدود بود. با توجه‌ به‌ وضعيت‌ اقليمي‌ و آب‌ و هوايي‌ استان‌ كردستان‌ و بر اساس‌ متون‌ تاريخي‌ و كاوش‌هاي‌ باستان‌شناسي‌، بسياري‌ از مورخين‌ معتقدند: نخستين‌ اقامتگاه‌ اقوام‌ آريايي‌ در مناطق‌ شرق‌ و غرب‌ درياچه‌ اروميه‌ بود، گروهي‌ در منطقه‌ شرق‌ مستقر شدند و نام‌ سرزمين‌ «آماداي‌» بر آن‌ نهادند و گروهي‌ در غرب‌ درياچه‌ اروميه‌ ساكن‌ شدند  و آن‌ سرزمين‌ را پارسوا (پارسوما) ناميدند. گروه‌ نخستين‌، دولت‌ ماد را پديد آورد و گروه‌ دوم‌ پادشاهي‌ نيرومند هخامنشي‌ را ايجاد كرد.

وجه‌ تسميه‌

كردستان‌ تركيبي‌ از واژه‌ «كرد» و پسوند «ستان‌» به‌ معني‌ محل‌ است‌. كردستان‌ محل‌ و سرزمين‌ كردها است‌. سرزميني‌ است‌ كه‌ در كشور پهناور ايران‌ قرار دارد.
حمدالله‌ مستوفي‌ حدود كردستان‌ را ولايت‌ عراق‌ عرب‌، خوزستان‌، عراق‌ عجم‌، آذربايجان‌ و «ديار بكر» دانسته‌ و شانزده‌ ولايت‌ را جزو آن‌ شمرده‌ است‌.

 مفاخر

 كردستان‌ محل‌ پرورش‌ مفاخر ارزشمند و گرانمايه‌اي‌ بوده‌ است‌ مكه‌ در ايران‌ نقش‌ مهم‌ و موثري‌ داشته‌اند، به‌ويژه‌ برخي‌ از آنها در دنياي‌ اسلام‌ از مقام‌ ارجمندي‌ برخوردار بوده‌اند. بنا به‌ اسناد، كتاب‌ها و مدارك‌ تاريخي‌ مقر ظهور زردشت‌ را اين‌ ناحيه‌ مي‌دانند. شيخ‌ شهاب‌الدين‌ سهروردي‌ را منسوب‌ به‌ اين‌ منطقه‌ از ايران‌ مي‌شمارند. صلاح‌الدين‌ ايوبي‌ كه‌ از سرداران‌ و فاتحان‌ بزرگ‌ جنگ‌هاي‌ صليبي‌ بود از كردان‌ نام‌آور است‌.
از شاعران‌ برجسته‌ مولوي‌ كرد، نالي‌، مستوره‌ اردلان‌، اميرنظام‌ گروس‌، فاضل‌ گروسي‌، آيت‌الله‌ شيخ‌ محمد مردوخ‌ و همچنين‌ از نويسندگان‌، هژار، استاد هيمن‌، محمد قاضي‌، عبدالكريم‌ مدرسي‌ و... را مي‌توان‌ نام‌ برد

 موقعيت‌ و وسعت‌

استان‌ كردستان‌ با مساحتي‌ حدود 28235 كيلومتر مربع‌ در غرب‌ ايران‌، در مجاور خاك ‌ عراق‌ بين‌ 34 درجه‌ و 44 دقيقه‌ تا 36 درجه‌ و 30 دقيقه‌ عرضي‌ شمالي‌ و 42 درجه‌ و 31 دقيقه‌ تا 48 درجه‌ و 16 دقيقه‌ طول‌ شرقي‌ از نصف‌ النهار گرينويچ‌ قرار دارد.

استان‌ كردستان

از شمال‌ به‌ استان‌هاي‌ آذربايجان‌ غربي‌ و زنجان‌

از مشرق‌ به‌ استان‌ همدان‌ و بخش‌ ديگري‌ از استان‌ زنجان‌

از جنوب‌ به‌ استان‌ كرمانشاه و

از مغرب‌ به‌ كشور عراق‌ محدود است‌.

مركز استان‌ كردستان‌ شهر سنندج‌ است‌ و از شهرهاي‌ مهم‌ آن‌ مي‌توان‌ از سقز، قروه‌، بيجار، مريوان‌، بانه‌، ديواندره‌ و كامياران‌ نام‌ برد.

 جمعيت

بر اساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375 جمعيت كردستان 1.346.383 نفر بوده است كه از اين تعداد 52.42% در نقاط شهري و بقيه در نقاط روستايي سكونت داشته اند. از جمعيت فوق 685.165 نفر مرد و 661.218 نفر زن بوده اند. توزيع سني جمعيت به شرح ذيل مي باشد:

 

گروه سني

درصد فراواني

كوچكتر از 15 سال

42.76

از 15 تا 64 سال

52.6

بزرگتر از 64 سال

4.18

جمع

100%

 زبان‌

مردم‌ كردستان‌ به‌ زبان‌ كردي‌ سخن‌ مي‌گويند زبان‌ كردي‌ يكي‌ از قديمي‌ترين‌ زبان‌هاي‌ ايراني‌ است‌ كه‌ تحقيقاتي‌ گسترده‌ درباره‌ آن‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. «دياكونوف‌» مستشرق‌ روسي‌ معتقد است‌، زبان‌ كردي‌ يكي‌ از شاخه‌هاي‌ زبان‌ مادي‌ است‌ كه‌ بقاياي‌ آن‌ (زبان‌ مادي‌) در گويش‌هاي‌ تاتي‌، تالشي‌، آذري‌، گيلاني‌، طبري‌، سمناني‌، اوراماني‌ و... محفوظ‌ مانده‌ است‌.

كردي‌ زباني‌ است‌ كه‌ در ايران‌، عراق‌، تركيه‌، قفقاز و سوريه‌ به‌ آن‌ صحبت‌ مي‌كنند و از شاخه‌ گويش‌هاي‌ غربي‌ زبان‌هاي‌ ايراني‌ محسوب‌ مي‌شود. گويش‌هاي‌ ايراني‌ غربي‌ به‌ دو گروه‌ شمالي‌ و جنوبي‌ تقسيم‌ شده‌اند كه‌ فارسي‌ نوين‌ و پهلوي‌ ساساني‌ (فارسي‌ ميانه‌) جزو گروه‌ جنوبي‌ و پهلوي‌ اشكاني‌ و كردي‌ در گروه‌ شمالي‌ آن‌ قرار دارند.

گويش‌هاي‌ جنوبي‌ را «سوراني‌» مي‌نامند كه‌ گويش‌ سقز، مهاباد، نقده‌، اشنويه‌، بانه‌، سردشت‌، بوكان‌، سنندج‌، شهرزور (سليمانيه‌)، خانقين‌، حلبچه‌، كوي‌ سنجق‌، هولير (اربيل‌) و قلعه‌ دره‌ است‌. گويش‌هاي‌ شمالي‌ را «باديناني‌» يا «كرمانجي‌» گويند كه‌ غرب‌ درياچه‌ اروميه‌، كوه‌هاي‌ آرارات‌، شمال‌ سوريه‌، شمال‌ كردستان‌ عراق‌ و نواحي‌ كردنشين‌ تركيه‌ و ارمنستان‌ را در برمي گيرد.

از سرچشمه‌ دجله‌ و فرات‌ تا خليج‌ فارس‌، قلمرو زبان‌ كردي‌ بوده‌ است‌ و مركز اين‌ زبان‌ ابتدا آرارات‌، بعد زاگرس‌، بعد از آن‌ اسپهان‌ (اصفهان‌)، سپس‌ نهاوند، بعد همدان‌ (هنگمدان‌) و زماني‌ هم‌ تيسفون‌ بود.

گويش‌هاي‌ كردي‌ شامل‌ آماديه‌اي‌ در كردستان‌ غربي‌، اوراماني‌، باجلاني‌، بانه‌اي‌، پاوه‌اي‌، زازا، سليمانيه‌اي‌، سنندجي‌، كرمانشاهي‌، گندوله‌اي‌، بزلانه‌، گوراني‌، لكي‌، مريواني‌ است‌

بقیه اش ادامه مطلب.........


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط در 21:11 | |

زبان کردی

تاریخچه‌ی زبان کردی

هنگامی که از زبان کردی سخن به میان می‌آید، مقصود زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند. برخی از زبان شناسان و شرق شناسان فرنگی که با زبان کردی مانوس بوده‌اند، بیشتر این اطلاعات را به شکلی کلی یا ویژه ارائه داده وگفته‌اند که: این زبان در عداد زبانهای هند و اروپایی و خانواده‌های هند و ایرانی و در زمره ی زبانهای ایرانی است وبا زبان فارسی قرابت نزدیکی دارد.

اینک این سوال پیش می‌آید که پیدایش زبان کردی چگونه بوده است؟ ا‌شکار است که زبان هر زاد و بومی زبان ساکنان آن است؛ اگر رویداد‌های تاریخی باعث ایجاد تغییرات نژادی  نشده باشد آن زبان همان زبان ساکنان دیرین آن سرزمین است. عکس این موضوع نیز صادق است. اینک ببینیم این موضوع در مورد زبان کردی چگونه صدق می کند؟.

سرزمینی که آن را کردستان می‌نامند و کردها در آن ساکنند، محل کشف باقیمانده‌ی اجساد فسیل شده‌ی انسانهای باستانی است. این استخوانها که در "شانه دری" یافت شده است، دارای اهمیت بسیاری است؛ چرا که، اولین بار است بقایای انسان عصر سنگی - که 60 هزار سال پیش از این عراق را مسکن خویش ساخته است، یافت می‌شود. ( ت. باقر-1973) [1]

شصت هزار سال پیش از این محدوده‌ای که اینک کردستان نامیده می‌شود،‌آباد و ماوا و پناهگاه مردمانی بوده که زبانی هم برای سخن گفتن داشته اند؛ اما از آن جا که سخن گفتن درباره‌ی این زبان کار دانشمندان  باستان شناس است؛ به همین جهت  همراه با تابش انوار ‌آفتاب 57200 ساله  بربالهای زمان و گذر ایام خود را به پیش می‌کشیم و به دورانی می‌رسانیم که، اقوام ماد خود را به ایران کنونی و غرب ‌آسیا رساندند و با نژادهای خوژیایی، لولو، گوتی، کاسی، (خوری  یا هوری ) - که در دامنه‌ها‌ی آن سوی کوههای زاگرس می‌زیستند و تا حد مناسبی زندگی خود را سامان داده بودند و جمهوری و تمدنی نسبتاً پیشرفته تاسیس کرده بودند – مواجه شدند.

مادها ظرف 200 سال طومار این حکومتها را در هم پیچیدند و در سال 612 پیش از میلاد مسیح امپراتوری بزرگ مادی را بنیان نهادند و بدین ترتیب زبان مادی به زبان رسمی بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در کردستان، سیزده قرن سپری شده است. در این مدت طولانی سرزمین ماد بزرگ و کوچک و سرزمین‌های دیگری که به سرزمین ماد ملحق شده اند؛ از حیث نظامی وسیاسی بسیار دست به دست شده اند.  و قدرت سیاسی به دست افراد مختلفی - که زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده است - افتاده است. هر حکومتی هم که برسر کار ‌آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمی بر این سرزمین تحمیل کرده است. در اوضاع واحوال آن روزگاران، که تمامی بنیادهای اجتماعی کم رنگ شده و رو به افول نهاده  بوده است، این جابه جایی درقدرت نمی تواند از تاثیر نهادن بر این بنیادها برکنار بوده باشد. تاریخ، برخی رویدادها را ثبت کرده است که طی ‌آن، سلطه‌ی  سیاسی بریک سرزمین، تغییرات نژادی بنیادی و ایستایی زبان را در ‌آن سرزمین باعث شده است.  امروز ردپای تاثیر جابه جایی در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوری ماد  به وضوح می تو‌آن دید. به عکس در بخشی از غرب سرزمین ماد، بنیادها همچنان دست نخورده مانده است.  بلکه تسلط مادها وضعیت نژادی وزبانی برخی از سرزمین هایی را که بعدا به قلمرو مادها ملحق شد، تغییر داده و به مسیر توسعه‌ی مادی کشانده است و به موازات بخش غربی قلمرو خود، آنها را توسعه داده است.

بیشتر تاریخ شناسان پر ‌آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند."اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه ‌آمده است و این همه قبیله و  تیره‌ی مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می کنند؛ از کجا ‌آمده‌اند؟" ( مینورسکی 1973)

پیش از این گفتیم: زبان هر سرزمینی – اگر رویدادهای تاریخی آن راتغییر نداده باشند –  زبان ساکنان کهن همان سرزمین است.  چنان که گفته شد رویدادهای تاریخی وجابه جایی حکومتها طی سیزده قرن، نتوانسته است چیزی رادر بخش غربی قلمرو ماد، تغییر دهد. و امروز  ساکنان این بخش از مادستان کهن، کردها هستند که نوادگان میدی‌ها به شمار می‌روند. به راستی بیش از این که بگوییم زبان کردی از اساس پایان نشو و نما و تکامل زبان مادی است؛ می‌توان به گونه‌ی دیگری اظهار نظر کرد؛ بی‌تردید، خیر! چرا که همه‌ی اسناد تاریخی که دانشمندان - تنها به منظور خدمات علمی – بررسی و تجزیه و تحلیل کرده اند؛ تاکنون همین حقیقت را ‌آشکار کرده‌اند که؛ زبان کردی امروز ‌آثار و نشانه‌های کمال یافتگی زبان مادی دیروز را دز خود دارد.

همچنان که آگاهیم، زبان یک پدیده‌ی اجتماعی است که براساس قواعد مشخص خود تغییر می‌کند؛ تکامل و توسعه می‌یابد و در سیر تکاملی خود از دیگر زبانها تاثیر می‌پذیرد؛ و او هم بر آنها اثر می‌گذارد و گاهی در این گیر و دار می‌میرد.  زبان مادی نیز از این قاعده مستثنی نیست و از همه‌ی زبانهایی که به پشتوانه‌ی قدرت سیاسی در قلمرو ماد زبان رسمی بوده‌اند، تاثیر پذیرفته و برآنها تاثیر گذاشته است و تا امروز زنده مانده است.

بویژه زبان پارتی (فارسی =  پهلوی اشکانی) ، که به نظر زبان شناسان همراه با زبان مادی در زمره‌ی زبانهای شمال  شرقی، خانواده‌ی زبان ایرانی جای می‌گیرند؛ .بیش از دیگر زبانها بر زبان مادی تاثیر نهاده است و امروزه رد پای این تاثیرات در گویش آیینی زبان کردی، دیده می شود.

همزمان با سقوط و فروپاشی امپراتوری ساسانی و ترویج اسلام در کردستان، وقفه‌ی تازه‌ای برای زبان کردی آغاز شد - که جداگانه در مورد آن بحث خواهد شد - تنها مشکل این است که ما از زبان مادی اوآخر دوره‌ی ساسانی سند مکتوبی در دست نداریم تا موشکافانه در باره‌ی آن اظهار نظر کنیم. اما این موضوع سبب نخواهد شد که نتوانیم  بگوییم: این زبان در آن زمان زبان مادی بوده است.  که به نسبت زبان رایج دوران اقتدار امپراتوری، دستخوش تغییرات 1300 ساله شده است.  به همان نسبت که زبان پارسی باستان پیشرفت کرده و به زبان دری / پارسیک تبدیل شده و ‌‌‌آمادگی و ظرفیت آنرا یافته است که زبان پارسی کنونی از آن جدا شود؛ یک نتیجه گیری آنی اقتصا می‌کند که، زبان مادی هم پیشرفت کرده و دستخوش چنان تحولات و دگرگونی هایی شده باشد؛ که استخراج زبان کردی از آن ممکن شده باشد.

زبان کردی پس از اسلام

هنوز نیمه‌ی اول سده‌ی هفتم میلادی پایان نیافته بود که آیین اسلام و لشکر مسلمان به قلمرو امپراتوری  ساسانی نفوذ کرد و پس از چند سال باعث فروپاشی آن شد.

ترویج اسلام دربخشی از این امپراتوری از هر جهت و به هرشیوه نگریسته شود دوران تازه‌ای از زندگی مادی و معنوی را برای مردم به همراه آورد.  قدرت سیاسی پیشین که با چارچوبی مبتنی بر اختلاف و جدایی بنیاد نهاده شده بود جای خود را به ابرقدرتی داد که  براساس (واًمرهم شوری بينهم ( تاسیس شده بود، دین زردشت که مغان برای جلب منافع خود و صاحبان قدرت آن را تحریف کرده بودند؛ جای خود را به دین تازه و جذابی داده بود که عربی بدوی و پادشاهی قسیسانی  را برابر هم می نهاد. از نظر زبانی نیز اوستا،  آن هم اوستایی  که بیش از سیزده قرن بود تاثیر شگرفی بر مردم و زبان آنها گذاشته بود؛ واپس نشست و این رسالت را برای قرآن و زبان قرآنی  بازنهاد.

دین اسلام برخی وظایف و فرائضی را در خود داشت که مسلمانان می‌بایست آنرا همچون ضرورتی دینی به جا آورند. این وظائف در دین قبلی وجود نداشت و به همین جهت، مردم می‌بایست اسامی این گونه فرائض را از زبان دینی جدید اخذ کنند؛ همچنان که آنها را اخذ کرده اند.

زبان دینی جدید اصواتی را در خود داشت که در زبان های ایرانی مشاهده نمی شد. تردیدی نیست که کردی یا فارسی که معاصر آغاز دوره‌ی اسلامی بود؛ تا مدتها از تلفظ برخی صداها  همچون اعراب ناتوان بود. فارسها و بسیاری از دیگر ملل مسلمان، هنوز  هم به درستی قادر به تلفظ این صداها نیستند.  اما در برخی از گویش های زبان کردی، کردها، بجز صدای / ض / بقیه‌ی صداها را به خوبی ادا می کنند. به گونه‌ای که این صداها به صدایی همانند صدای اصلی همان گویش بدل شده اند.  تغییرات به همین جا ختم نمی شود؛ بلکه تعدادی از صداهای مربوط به حروف برخی از واژه ها مانند ( ک/K ) یا ( گ / G) کردی با حرف / ق/ عربی وصدای زبانی که دین تازه به کردستان آورده، جابجا شده است.

کوتاه سخن آن که: گسترش اسلام در بخشی از قلمرو ساسانی، طومار دوران میانه‌ی پیشرفت زبانهای ایرانی را در هم پیچید و تا یکی دو سده پس از ظهور اسلام نیز، زبان عربی که زبان کاربردی آیین نوین به شمار می‌رفت، به جای زبان پهلوی، به زبان رسمی، دینی و گفتاری حاکمان سیاسی بدل شده بود. اما ازآن پس دوران جدیدی درشکوفایی این زبانها، آغاز شد.

شکی نیست که زبانهای منطقه‌ای بخشهای این سرزمین نومسلمان از رواج نیفتادند؛ چراکه، زبان محاوره‌ی مردم به شمار می رفتند و رشد و تکامل خود را در شرایطی نوین از سر گرفتند. تقابل زبانهای ایرانی اواخر دوره‌ی ساسانی و آغاز ظهور اسلام و گویشهای آن، در میان خود و در شرائطی جدید و دوره‌ای جدید، به گوناگونی این زبانها در شرق ایران به پیدایش (فارسی نو) و در غرب آن به پیدایش"کردی" منجر شده است.  که هر دو تعدادی گویش و بن گویش دارند. پس از گسترش اسلام، فارسی نو، گویشی بود که بر اساس ریشه های بسیار کهن خود با دیگر گویشها در هم آمیخته بود این آمیختگی حتی پیش از زمان ساسانیان آغاز شده بود[2] .فارسها پیش از کردها برای احیای زبان خود، به تکاپو افتادند و شروع به کتابت کردند. وپیداست که کتاب شاهنامه‌ی ابومنصوری – که خود از میان رفته وتنها مقدمه‌ی آن در دست است – اگر تنها کتاب نباشد، قدیمی‌ترین کتابی است که به زبان فارسی نگاشته شده (سال346 هجری – 927میلادی )  و از نابودی درامان بوده  است.

کهن ترین سند نوشتاری کردی در دوران جدید، رباعیات باباطاهر عریان[3] است که در آغاز سده‌ی یازدهم میلادی در همدان کنونی – هگمتانه، پایتخت مادها – به گویش کردی جنوبی، سروده شده است. این رباعیات – بدون هدف نزدیک کردن زبانشان به فارسی–  تا حدودی تغییر داده شده اند.  با این همه در این که باباطاهر رباعیات خود را به شیوه‌ی فولکلوری  – که در آن دوره به عنوان فهلوی (پهلوی، فهلویات یا پهلویات) شناخته می‌شده است – سروده است، هیچ تردیدی نیست.

برای آشنایی بیشتر با فهلوی می‌توان به گفته‌های دکتر معین استناد کرد که می گوید: پهلوی، " فهلویه مر" : 3000 ترانه‌ی سروده شده  به یکی از زبان‌های کشور ایران (بجز زبانهای گفتاری و رسمی) بریک وزن از اوزان عروضی یا وزنی هجایی سروده شده است و بخشی از آنها در قالب دوبیتی هستند.[4] پهلوی یا پهلویات با وزنی بخصوص و همانند  گورانی[5] ) خوانده می‌شده است وگاهی آن را پهلوی وبرخی اوقات آنرا اورامه، اورامن و اورامنانیان می گفته اند.  و اورامن (اورامنان) وزنی کهن در موسیقی و مشابه  بحر هزج مسدس است که به آن فهلویات می گفته اند.[6] شاید برای دریافت این موضوع  که، اورمنان، همان گونه‌ی فارسی (هورامه نان) کردی است و با واژه‌ی (هه ورامان) یکی است، به تلاش چندانی نیاز نباشد.  هورامه‌نان  – هورامانان = هور + امان (امدند) + آن  – زمان طلوع خورشید.  همچنان که می گویند: ( به یانیان ) بامدادان، ( ئیواران) زمان عصر.

همجنان که می دانیم هنگام بامداد تا نیمروز، یکی از پنج وقتی بوده که زردشت برای نذرو نیایش، قرار داده که آیین ویژه‌ی خویش را داراست و قطعه‌ای از آن– که چند بار تکرار می شود – در ذیلآامده است.

نمو هوره خشه ایته آورود اسپایی![7] یعنی نماز برای هور (خورشید) که تیز تک می درخشد!

بی گمان این نیایش مانند همه‌ی نیایشهای آیین زردشتی همراه موسیقی مخصوصی زمزمه می‌شده و یا به صدای بلند خوانده می‌شده است و گویا مردم آنرا (نویژهر) یا (نیایشی هورامانان) گفته اند. پیداست که پس از گسترش اسلام نذر و نیایش از رونق افتاده اند.  اما نوا (هه وا)  وخنیای آن – که در میان مردم باقی مانده است –  کم کم به نوای ( گورانی ) بدل شده و آنها را فهلویات امانان گفته‌اند. از نظر من (هوره) که هم اینک یکی از نواها و ملودیهای آواز کردی است؛ همان (هورامانان) بخشی از نام خود را پاس داشته ونام آن همچون (الله ویسی) به یکباره تغییر نیافته است.

در گویشهای دیگر زبان کردی نو تا سده‌های 17 و 18 آثار مکتوبی بجای نمانده وهرچه هست، فولکلوراست که علاوه برگذشت روزگار بازگو شدن دهان به دهان  تغییراتی در آن ایجاد کرده است و رنگ اصلی آن زدوده شده و رنگ زبان مشخصی را به خود گرفته است. از مواد اولیه‌ی فولکلور آن چه که تغییر نمی‌کند، جوهر آن است و تاهنگامی که مکتوب شود، شکل آن کاملا دستخوش تغییر خواهد شد و دقیقا به همین علت است که زبان کردی از گویشهای دیگر خود در سده‌های آغازین اسلامی، چیزی به دست نمی‌دهد.

وضع کنونی زبان کردی، نتیجه‌ی برخی عوامل سیاسی اجتماعی و آیینی است و از نظر من آخرین عامل از همه موثرتر بوده است؛ چرا که پس از گسترش اسلام درکردستان، کردها به حدی به آیین جدید علاقه مند شدند، که دانشمندان کرد، تمام توان خود را به فهم و دریافت و آموزش و شکوفایی و توسعه‌ی  آیین اسلام اختصاص داده و دست از همه چیز شسته بودند. پیداست که اینکار به انگیزه یبسیار نیرومندی نیاز دارد؛ که تحلیل و بررسی آن، وظیفه ی دانشمندان علم تاریخ است.

معرفی:

 زبان‌ کردی یکی از زبان‌های شاخه شمال باختری زبان‌های     ایرانی است که در بخشهایی از خاورمیانه‌ و یا به طور دقیقتر در قسمت‌هایی از ایران، ترکیه‌، عراق و سوریه که‌ اصطلاحاً به بخش‌هایی از آن سرزمین کردستان گفته‌ می‌شود به آن گفتگو می‌شود. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و شمال خراسان یافت می‌شوند.

 

 گویش‌ها و لهجه‌ها

زبان‌ کردی‌ به سه گروه بخش می‌شود:

  • گروه کرمانجی
  • گروه زازا_گوران
  • گروه گویش‌های جنوبی

۱. گروه کرمانجی نیز خود به دو گویش عمده بخش می‌شود:

  • گویش کرمانجی شمالی یا اصطلاحا همان کرمانجی (Kurmancî)
  • گویش کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی (Soranî)

۲. گروه زازا_گوران نیز به سه بخش بخش می‌شوند:

۲. گروه گویش‌های جنوبی نیز شامل کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، هستند.

بقیه در ادامه مطلب.............


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط در 11:52 | |

موسیقی کردی

 

 

 

تاریخ نویسان و موسیقی دانان معروف جهان معتقدند كه كردستان مهد تمدن موسیقی جهان به حساب می‌آید." گزنفون " تاریخ نویس یونانی در این‌باره نوشته است: در سال ۴۰۱قبل از میلاد، بعد از حمله یونان به ایران و شكست كوروش هخامنشی از یونانیها، هنگامی كه لشگر یونان قصد بازگشت از كردستان را داشت، كردها با خواندن نغمه‌ها و سرودهای دسته‌جمعی یونانیها را مورد حمله قرار دادند. ‪

گزنفون افزوده است، كه چگونه كردها در آن زمان با هنر موسیقی آشنایی داشتند و حتی از آن در جنگها هم استفاده می‌كردند.

در ویژه‌نامه موسیقیایی " فاسكه كه " كه در فرانسه منتشر می‌شود، آمده است كه ایران قدیم و سرزمین "میسوپوتامیا" یعنی جایگاهی كه كردها اكنون در آن سكونت دارند، قدیمی‌ترین مهد موسیقی جهان بوده است.

به نوشته این نشریه، تمام ملودیهای ایرانی در اینجا منظور ایرانی بودن ملودیها است، یعنی جایی كه فرهنگ آریایی در آنجا حضور داشته است- نه مرز جعرافیایی و سیاسی ایران كنونی در جهان بی‌همتا و بی‌نظیر است.

قوم كرد به عنوان یكی از قدیمی‌ترین اقوام آریایی به علت بهره بردن از فرهنگ غنی ایرانی دارای اصیلترین موسیقی و ملودیهای جاودان و بزرگ است.

برای دستیابی به غنای موسیقی كردی باید از زرتشت و فرقه اهل حق شروع كرد، زیرا اگر كرد خود را وارث تمدن ماد می‌داند، زرتشت نوه به حق مادهاست و پیروان اهل حق نیز، به حق كرد هستند و در كردستان زندگی می‌كنند و به زبان كردی گورانی سخن می‌گویند.

بر اساس كتابهای قدیمی اهل حق، هنر موسیقی از زمانهای قدیم مورد توجه مردم این آیین بوده است.

در نامه سرانجام (سرود یارسان) یكی از قدیمی‌ترین كتابهای اهل حق آمده است: " زمانی كه خداوند قصد داشت روح را در كالبد آدم بدماند، روح در كالبد آدم قرار نگرفت تا اینكه بعد از ۴۰روز خداوند به بنیامین، دستور داد كه روح را در كالبد آدم بدماند و بنیامین آوازی برای روح خواند و روح در كالبد آدم جای گرفت". ‪

موسیقی كردی در میان مردم كردستان دارای یك پیوند ناگسستنی با زندگی روزمره مردم است، بسیاری از صاحب نظران كرد معتقدند: موسیقی كردی یكی از اصیل‌ترین موسیقیهای ایرانی است كه با گذشت قرنها ویژگیهای خود را در فولكلور عامه كرد زبانهای ایرانی حفظ كرده است.

سازهای رایج در موسیقی كردی نی، سورنا، نایه، دهل، تنبك، تنبور و كمانچه است.

به طور كلی در موسیقی ایرانی ملودیهایی در قالب هفت دستگاه ماهور، شور، نوا، همایون، سه‌گاه، چهارگاه و پنج گاه جای می‌گیرند.

اما غیر از هفت دستگاه معروف فوق یك دستگاه مشهور دیگر وجود دارد و آن دستگاه " اصفهان " می‌باشد.

بسیاری از موسیقیدانان معتقدند این دستگاه بخشی از دستگاه شور است و بسیاری دیگر بر این باورند كه شاخه‌ای از همایون است.

آوازهای " قه‌تاری " كردی در همین دستگاه جای می‌گیرند.

در میان هفت دستگاه فوق، دستگاه شور از سایر دستگاه‌ها وسیعتر و بزرگتر است زیرا اگر چه در سایر دستگاه‌ها، چندین آواز دیگر جای می‌گیرد، اما دستگاه شور علاوه بر این خود دارای چندین " گوشه " دیگر می‌باشد.

این گوشه‌ها شامل ابوعطا، بیات ترك یا بیات زند، افشاری یاهه وشار، ده‌شتی و بیات كرد می‌باشد.

بسیاری از آوازهای كردی مانند كابوكی، شاییك ده‌گری، گول نیشان گول نیشان و اكثر آوازهای حیران در دستگاه شور جای دارند.

هنر موسیقی هر ملتی وقتی پیشرفت می‌كند كه فرهنگ ملی آن دیار، مورد توجه باشد و شرط پیشرفت، توسعه و احیاء آن در فرهنگ مردم نهفته است.

كردها به فرهنگ، زبان، ادبیات، سنت و موسیقی خود بسیار علاقه‌مند هستند و به همین دلیل در این مورد پیشرفت كرده‌اند.

كردستان با دیرینه حماسی و عرفانیش، با صفا و سادگی عاطفی ساكنانش و با طبیعت بكر و دست نخورده‌اش از روزگاران كهن تا به امروز همواره پرورنده موسیق دانان بزرگی در آغوش خود بوده است.

موسیقی كردی دارای شیوه‌ها و آوازهای مختلف است كه در زیر به آنها اشاره می‌كنیم.

ادامه مطلب....


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط در 11:40 | |

رقص کردی(هه‌لپه‌رکی: Helperkê،)

 

رقص کردی(هه‌لپه‌رکی: Helperkê، هه‌لپه‌رین، Helperîn: رقصیدن)، رقصی گروهی و‌ شامل چند نوع است. در تمامی این رقص‌ها گروه که‌ به‌ صورت حلقه‌ای دور هم گرد آمده‌اند از چپ به‌ راست حول نقطه‌ ای می‌گردند.

در این رقص‌ها یک نفر راهنمای صف رقصندگان می‌شود و با چرخاندن دستمال و آغاز حرکات رقص را به بقیه منتقل می‌کند. به این فرد راهنما «سرچوپی‌کش» گفته می‌شود. در صف رقص هر کس با دست چپ، دست راست نفر بعد را می‌‌گیرد که اصطلاحاً این حالت را " گاوانی" می‌‌نامند. گاهی گاوانی به‌ معنی انتهای صف نیز می‌آید. شیوه‌ گرفتن دست همدیگر توسط افراد گروه بستگی به‌ نوع رقص دارد.

 

رقص کردی در زمان های قبل از اسلام ذکری بود برای خداوند وهمچنین در اکثر مواقع آنرا در مقابل معبد آناهیتا و برای باز گو کردن وقایع جنگهایشان به نمایش می گذاشتند

رقصهای‌ محلی‌ با موسیقی‌ كوردی‌ پیوندی‌ ابدی‌ داشته‌ و معمولاً زنان‌ و مردان‌ عشایر در مراسم‌ شادی‌ به‌ دور از ابتذال‌ دایره‌ وار دست‌ یكدیگر را گرفته‌ به‌ پایكوبی‌ می‌پردازند، در اصطلاح‌ محلی این‌ حالت‌ را گنم‌ و جو (یعنی‌ گندم‌ و جو) می‌نامند (در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلك‌ می‌گویند)

• در این‌ رقصها معمولاً یك‌ نفر كه‌ حركات‌ رقص‌ را بهتر از دیگران‌ می‌شناسد نقش‌ رهبری گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتدای‌ صف‌ رقصندگان‌ می‌ایستد و با تكان‌ دادن‌ دستمالی‌ كه‌ در دست‌ راست‌ دارد ریتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ كرده‌ و در ایجاد هماهنگی‌ لازم‌ آنان‌ را یاری‌ می‌دهد. این‌ فرد كه‌ سر چوپی‌ كش‌ نامیده‌ می‌شود با تكان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ایجاد صدا بر هیجان‌ رقصندگان‌ می‌افزاید

 

تقسیم‌بندی‌ رقصهای‌ كوردی‌

رقصهای‌ محلی‌ كوردی‌ را به‌ دو دسته‌ می‌توان‌ تقسیم‌ نمود:

۱- رقصهای‌ مذهبی‌

۲- رقصهادی‌ محلی‌ كردی‌ (عشیره‌ای‌)

 الف‌ - رقصهای‌ مذهبی‌:

منظور از این‌ رقصها، حركات‌ پر شور در اوایش‌ می‌باشد كه‌ به‌ سماع‌ معروف‌ بوده‌ و در تكایا اجرا می‌شود در این‌ نوع‌ رقص‌ دراویش‌ در عالم‌ بیخودی‌ حركات‌ سر و گردن‌ خود را موسیقی‌ ریتمیك‌ هماهنگ‌ كرده‌ اصطلاحاً در وجد به‌ سماع‌ می‌پردازند. که در قسمتهای بالا توضیح داده شد .

ب‌ - رقصهای‌ محلی‌ كوردی‌ عشیره‌ای‌:

رقصهای‌ محلی‌ كوردی‌ را می‌توان‌ از ریشه‌ دارترین‌ و كهن‌ترین‌ رقصها دانست‌. هل‌ پرین‌ (حمله‌ كردن‌) یا رقص‌ كوردی‌ در گذشته‌ صرفاً با هدف‌ آماده‌ سازی‌ و تقویت‌ نیروی‌ جسمانی‌ و روحی‌ مردم‌ مناطق‌ كوردنشین‌ انجام‌ می‌شد چرا كه‌ مردمان‌ این‌ مناطق‌ در گذشته‌های‌ نه‌ چندان‌ دور همواره‌ شاهد جنگهای‌ قبیله‌ای‌ بودند و همین‌ امر حفظ‌ و آمادگی‌ همیشگی‌ را طلب‌ می‌كرد لذا مردمان‌ این‌ مناطق‌ در وقفه‌های‌ بین‌ جنگها و به‌ مناسبتهای‌ مختلف‌ دست‌ در دست‌ یكدیگر آمادگی‌ رزمی‌و شور و همبستگی‌ پولادین‌ خویش‌ را به‌ رخ‌ دشمنان‌ می‌كشیدند.

رقص‌ كوردی‌ را یك‌ رقص‌ رزمی‌می‌دانند كه‌ دارای‌ صلابت‌ و متانتی‌ خاص‌ بوده‌ و یاد آور یكپارچگی‌ این‌ مردمان‌ غیور در تمامی‌ ادوار می‌باشد.

امروزه‌ مجموع‌ این‌ رقصها را چوبی‌ می‌گویند كه‌ معمولاً به‌ صورت‌ دسته‌ جمعی‌ اجرا می‌شوند.

رقصهای‌ محلی‌ با موسیقی‌ كوردی‌ پیوندی‌ ابدی‌ داشته‌ و معمولاً زنان‌ و مردان‌ عشایر در مراسم‌ شادی‌ به‌ دور از ابتذال‌ دایره‌ وار دست‌ یكدیگر را گرفته‌ به‌ پایكوبی‌ می‌پردازند، در اصطلاح‌ محلی‌ این‌ حالت‌ را گنم‌ و جو(یعنی‌ گندم‌ و جو) می‌نامند( در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلك‌ می‌گویند.)

در این‌ رقصها معمولاً یك‌ نفر كه‌ حركات‌ رقص‌ را بهتر از دیگران‌ می‌شناسد نقش‌ رهبری‌ گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتدای‌ صف‌ رقصندگان‌ می‌ایستد و با تكان‌ دادن‌ دستمالی‌ كه‌ در دست‌ راست‌ دارد ریتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ كرده‌ و در ایجاد ایجاد هماهنگی‌ لازم‌ آنان‌ را یاری‌ می‌دهد. این‌ فرد كه‌ سر چوپی‌ كش‌ نامیده‌ می‌شود با تكان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ایجاد صدا بر هیجان‌ رقصندگان‌ می‌افزاید.

در این‌ هنگام‌ دیگر افراد بدون‌ دستمال‌ به‌ ردیف‌ در كنار سر چوپی‌ كش‌ به‌ گونه‌ای‌ قرار می‌گیرند كه‌ هر یكی‌ با دست‌ چپ‌ دست‌ راست‌ نفر بعد را می‌گیرد اصطلاحاً این‌ حالت‌ را گاوانی‌ نامیده‌ می‌شود.

در رقصهای‌ كوردی‌ تمامی‌ رقصندگان‌ به‌ سر گروه‌ چشم‌ دوخته‌ و با ایجاد هماهنگی‌ خاصی‌ وحدت‌ و یكپارچگی‌ یك‌ قوم‌ ریشه‌ دار را به‌ تصویر می‌كشند برخی‌ رقصهای‌ كوردی‌ دارای‌ ملودیهای‌ خاصی‌ بوده‌ و توسط‌ گروهی‌ از زنان‌ ومردان‌ اجرا می‌شوند و در برخی‌ از رقصها یكی‌ از رقصندگان‌ از دیگران‌ اجرا شده‌ و در وسط‌ جمع‌ به‌ تنهایی‌ به‌ هنرنمایی‌ می‌پردازند و در این‌ حالت‌ معمولاً رقصنده‌ دو دستمال‌ رنگی‌ در دستها نگه‌ داشته‌ و با آنها بازی‌ می‌كند كه‌ اصطلاحاً به‌ این‌ نوع‌ رقص‌ دو دستماله‌ می‌گویند و بیشتر در كرمانشاه‌ مرسوم‌ است‌.

 

بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط در 10:19 | |

کرمانج

 

در آغاز قرن شانزدهم(16م) میلادی امپراطوری شیعه مذهب صفویان بعنوان رقیبی در مقابل امپراطوری سنی مذهب عثمانی ظاهر گشت و جهت صدور ایدئولوژی و مذهب شیعه وعواملی دیگر با آن به تقابل برخواست. سرزمین و قلمرو ملت کرد در این گیر و دار مورد ادعا و خواسته هر دو امپراتوری فوق الذکر گردید.

در سال 1514 میلادی، در منطقه" چالدران " برخوردی شدید بین دو امپراطوری در گرفت که به جنگ چالدران معروف است، که در آن امپراطوری عثمانی بر امپراطوری ایران فایق آمد و ایران را مغلوب خویش نمود، که در نهایت ملت و سرزمین کرد مورد انشعاب و تقسیم قرار گرفت که قسمتی به امپراطوری ایران و قسمتی دیگر به امپراطوری عثمانی ضمیمه گشت.

طوایف و ایلات کرد در زمان شاه عباس صفوی در حدود سال1598میلادی و یا به روایتی در سال 1602 میلادی (از مناطق حدودأ مابین غرب دریاچه ارومیه، و اطراف دریاچه وان، و جنوب رودخانه ارس) به منطقه خراسان در شمال شرقی ایران کوچانده شدند).دلیل این تغییر مکان هم کاملأ سیاسی بود. آنها به خراسان فرستاده شدند تا در مقابل حملات بی امان جنگجویان ازبک ایستاده و از استان خراسان دفاع کنند، و همچنین از طرف دیگر جدایی، انشقاق و تقسیم نمودن کردها سبب تضعیف نیروهای آنان در منطقه کردستان می شد که گویا مطالبات آنها مورد پسند شاه و آرامش خاطر حکومت وی نبوده است.

کردها که بطور طبیعی انسانهای قدرتمند و سلحشوری هستند، جنگجویان ازبکی را به عقب نشینی مجبور کرده، و منطقه اشغالی و تصرف شده  شمال خراسان را از دست ازبکان مهاجم بازپس گرفتند، و در آنجا بعنوان ملک و سرزمین حقیقی و حقوقی خود و با تنفیذ و تشویق شاه عباس صفوی(معاف شدن از پرداخت مالیات, داشتن حالتی مثل حاکمیت و خود گردانی در منطقه) مسکون شدند، و بعنوان خط دفاعی مرزی و حافظان ایران، که هم اینک نیز در آنجا زندگی میکنند). بهرحال سیاست شاه عباس کارآمد واقع گشت و تمامیت ارزی و همچنین حاکمیت خود را تداوم داد).

در حال حاضر در حدود1.7 تا 2 میلیون کرد در خراسان زندگی میکنند ( که حدودأ 60% آنها در روستاها، 35% در شهرها و 5% دیگر نیز بصورت عشایر کوچرو ییلاق و قشلاق میکنند)، تقریبأ تمام آنها به لهجه کرمانجی زبان کردی تکلم می نمایند. بواسطه اینکه آنها در حدود بیش از 400  سال از سرزمین مادری خود کردستان بزرگ جدا گشته اند . بهر حال فقدان سرمایه گذاری دولتی در منطقه و عدم توجه مسئولین امر سبب شده است که توسعه، شکوفایی و تولید در منطقه کاهش و در عوض غبار فقر، اعتیاد، فساد، مستمندی، بیکاری و جرایم اجتماعی رو به ازدیاد و گسترش باشند، اگر چه این یک مشکل عمومی درکشور است، اما بعضی مناطق بیشتر و یاعمدأ فراموش میشوند. مثلأ اتصال راه آهن مـشهد از طریق قوچان و بجنورد به گرگان و متعاقب آن( ازطریق خط آهن موجودی گرگان) به تهران را به بهانه های مختلف به تعویق می اندازند که می تواند تاحدی موجب رونق منطقه گردد.

مراکز آموزشی کردی و نهادهای سیاسی و مدنی سازمان یافته کردی و حتی غیر کردی در منطقه کاملأ ممنوع هستند و با متخلفین برخورد جزایی میشود.
مختصات و یا طول و عرض جغرافیایی مناطق کردنشین درخراسان بین (38.5 - 36.5)N  و (60 - 56 ) E درجه می باشد. مساحت سرزمین و مناطق کردنشین در خراسان حدودأ 64144 کیلومتر مربع می باشد. مهمترین رودخانه در مناطق کردنشین خراسان رودخانه اترک است که از کوههای هزارمسجد سرچشمه گرفته و به دریای خزر می ریزد. مهمترین کوههای مناطق کردنشین خراسان شامل: هزارمسجد در شرق، بینالود در جنوب شرقی،  شاه جهان در جنوب، آلاداغ درغرب، و بالاخره کوه گولیل در شمال (هم مرز با ترکمنستان) می باشند.

مهمترین شهرهای مناطق کردنشین در خراسان شامل: قوچان، شیروان، بجنورد، اسفراین، چناران، فاروج، باجگیران، آشخانه، درگز، کلات، لایین، جوین، مانه و سملقان، راز، و رادکان می باشند، بیشتر و یا تقریبأ قریب به اتفاق روستاهای توابع این شهرستانها نیز کردنشین هستند که معمولأدر آن به کشاورزی و دامپروری مشغولند.



بقیه درادامه مطلب........


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط در 10:3 | |

:: مطالب پيشين