تبليغاتX
آوای کرد - تاريخ مردم کرد
designer:takrah.blogfa.com
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
۞زیباترین قالبهای وبلاگ۞ نوسود:گوشه ای از فرهنگ اورامانات
هورامان
کورد کلهر
کرد و کردستان
آکادمی زبان کردی
گوگل کردی
سایت استاد شهرام ناظری
خوشه ویستی
کرد کیست
ته‌مته‌مه‌ليولان
ئیلام ئاسوو
دانشجویان کرد
باوه یال
کردهای شیراز
مانگه شه و
آموزش زبان کردی
ایلام بهشتی ناشناخته
دانلود قالب وبلاگ
کدهای جاوا اسکریپت
به یان کورد
سایت خبری کورد نیوز
سایت بهمن قبادی
روانسر
زمانی کوردی
جامعه وبلاگ نویسان کرد
ایلام ساتراپ مهر
یاد داشت های من تا رسیدن به....(ایرج عبادی)
ایلام سرزمین آلامتو
بانکول
کرد کیست؟کردستان کجاست؟
وبلاگ تخصصی دکتر علی شریعتی
دانلود صد کتاب دسته اول
بانک مقالات علمی
دانلود کتاب الکترونیکی
لکستان
بانک اطلاعات نشریات کشور
دانلود آهنگهای کردی
ویکی پدیای کردی
زبان و ادبیات لکی
انجمن فرهنگی کردهای خراسان
دیکشنری آنلاین کردی_انگلیسی
دیکشنری کردی کلهری
کرد فیلی
::به اين ميگن حال واقعي::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:آوای کرد - تاريخ مردم کرد در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
طراحی قالب.لوگو.تیتر فلش و...
Powered by:

blogfa.Com

 تبلیغات!

 

تاريخ مردم کرد

 

 

 

 

 

 

عده اي  دربعضي ازکتابها به استنادقرآن کريم درموردطوفان نوح  وبساحل رسيدن کشتي حضرت نوح درکنارکوه “جودي” مي نويسندهمان زمان اقوامي که دراطراف همين کوه زندگي مي کرده اند،گوتي نام داشته اند و نام خود راهم بدان داده بوده اند که امروز با تغيير لفظ گوتي،جودي شده است.
“ابن قتيبه”درکتاب “عيون الاخبار”مينويسد:اولين آبادي که ÷س ازطوفان نوح ساخته شده”بقردي”بودکه نامش درسوق الثمانين است ووجه تسميه آن چنين است”نوح چون ازکشتي بيرون آمدآنجارابنانهادوبراي هريک از مرداني که باوي به کشتي پناه برده بودند خانه اي ساخت وچون هشتادنفربودندآنجارا”سوق الثمانين”خواندند.
نظريه  ديگردراينباره متعلق به فون لوشان است”مي گويددر2500 سال قبل ازميلاد آريائيها به ايران آمده اندوقسمتي ازآنها به فارس رفته ودسته ديگربه کوههاي زاگروس رفته  وطايفه طايفه شده  بنامهاي  لولو،گوتي، کوسي،مانائي ،کاردوس،خالدي،کاردو وماد معروف شده اند.
باتوضيحات فوق ومدارک وآثارموجود و کشف شده ميشود بااطمينان گفت که براي تاريخ کرد وسابقه آن ميتوان تاچند هزارسال پيش ازميلاد به عقب برگشت که بقول دکتر”سپايرز”اين رقم تاشش هزارسال قبل ازميلادبه عقب برمي گرد دو تابه آنجا ميرسدکه  نخستين دوره به سال 3600قبل  از ميلادختم مي شود که سلطنت “نارامسين” پسر”سارگون اول” پادشاه ” اکد ” بدست “گوتي”ها يا اکراد”آراراتي”منقرض گرديد و سلاطين کردبيش ازدوقرن برسرزمين “سومر،اکد وعيلام”هم جزومتصرفات سلطنت “گوتي” يا اکراد قرارگرفت با توجه به يک چنين ماخذي است که نتيجه گيري اين امرکه سابقه وجود سلطنت وحکومت دراکراد حکمراني آنان(اکراد)درسرزمينهاي جغرافيايي خودشان مربوط به خيلي پيش ازاين تاريخ است،کاملا منطقي وعلمي مي نمايد.
چنانکه ماازپادشاهي بنام “سيراب” خبرداريم که پادشاه شاخه اي ازاکراد “لولوم ها”بود که خيلي پيش ازتاريخ  قتح  سومر”سومرواکد”بوده  ونوشته هاي مختلفي هم که به آن اشاره کرده انداين نظريه را تائيد ميکنند، که البته ناقض نظرياتي نظير اينکه ميگويند :قديمترين اثري که نام “کرد” بميان آمده کتيبه “وارادنز”مربوط به 2272قبل ازميلاداست، نمي شود بلکه مکمل وياتصحيح کننده آنها ميتوانند باشند.چنانکه باتوجه به اشاره“تورودانژن”Thuresll-Dangin که موردتائيدباستان شناسان ومحققين اين رشته است مطلب بيشترموردقبول قرار ميگيرد.
دکترسپانيررسابقه اين امر راتا شش هزارسال قبل ازميلاد درکوههاي زاگروس تشخيص داده  ميگويد”تاريخ ملتي کهن ترازکرد دراين سرزمين نشان نمي دهد”.
درباره لفظ کرد وطايفه اکراد،کتاب ايران باستان هم نظريه جالبي ازقول استرابون نقل ميکند که بنوبه خود قابل توجه است وآن اينکه عده اي ازجوانان پارسي را طوري تربيت ميکردند که درسرما و گرما وباران وبرف بردبار و ورزيده باشند وبه حشم داري درهواي آزادبپردازند وازميوه هاي جنگلي بخورند،اين دسته ازجوانان را کردک Kardak يعني مرد جنگي دليرمي ناميدند.
اين گفته استرابون خواننده را بياد چگونگي تربيت جوانان اسپارتي يونان مي اندازد که درزمان باستان عمل ميشده  وشباهت زيادي با اين نوع تربيت کارداکها دارد،حال کداميک ازديگري اقتباس کرده بوده، معلوم نيست.

 

 

 

 

به عقیده زبان‎شناسان، زبان كردی با لهجه‎های گوناگون آن، ضمن آن كه خود یكی از فروع زبان كهن ایرانی است، با فارسی رایج، در الفاظ و معانی، قرابت و پیوستگی بی‎مانندی دارد. به طوری كه بیش‎تر واژه‎های دو زبان، هم در ریخت لفظ و هم در ساخت معنی، از یك ریشه‎ی مشترك مشتق می‎گردند. از سوی دیگر آن دسته از واژگان باستانی كه در زبان كردی به كار می‎رود، میان دیگر تیره‎های ایرانی، چونان گیل، تات، پشتون، تاجیك و... هم‎چنان بكار گفتار می‎آید.

آیین‎های ایرانی، مانند نوروز، مهرگان، و سده، میان كردان با شكوه بی‎مانندی برپا می‎گردد و از تقدسی ویژه برخوردار است تا امروز هم در میان گروه‎های بزرگی از كردان كه به فرقه‎های كهن دینی این سرزمین منسوبند، ردپای بسیاری از باورهای «مغانی»، «مزدكی»، «زروانی» و «مانوی» دیده می‎شود كه نمادی از اعتقاد مشترك باستانی آنان با كیش‎های ملی ایرانی می‎باشد.(1)

از این گذشته روایات تاریی، طایفه مغان، نگهبان دین باستانی ایران را از قوم ماد، یعنی از تیره كردان معرفی میكنند. وجود آتشكدهی بزرگ «آذرگشنسب» در تخت سلیمان كه آتش مقدس آن بیش از هزار سال خاموشی نگرفت، این نظر را تقویت میكند.

به گواهی تاریخ از همان آغاز كه سرنوشت مشترك و تاریخی اقوام ایرانی رقم زده میشود، كردان نقش بنیادینی در شكلگیری محتوم آن داشتهاند. چنان كه در جنبش بزرگ ایرانی نژادان آریایی برای جای گیری در بخشهای باختری و جنوبی فلات ایران، كردان به همراه پارسیان پیش آهنگ دیگر ایرانیان بودهاند. دولت بزرگ ماد كه نخستین دولت ایرانی پایه گرفته بر فلات ایران بود، «كرد» شمرده میشد. زیرا كه مادها، اسلاف كردها هستند. كورش كه توانست آرمان مادها را تحقق بخشد و فلات ایران را به زیر یك پرچم درآورد، از سوی مادر نسبت به كردان میبرد. اردشیر بابكان بنیانگذار دولت بزرگ ساسانی كه نسبت به بازرنگیان میرساند، كردتبار به شمار میآمد.

روایتهای تاریخی به روشنی مینمایند كه طایفهی «بازرنگیان» فارس از تیره كردان آن سرزمین بوده‏اند،  همانگونه كه طایفهی شبان كاره هم كه از اواخر دورهی آل بویه طی چند سده در قسمتی از سرزمین فارس صاحب قدرت و شوكت بودند، از تبار كردان فارس به شمارند.تیرهی ایرانی نژاد كرد در طول تاریخ نه تنها سرنوشت مشترك با دیگر تیرههای ایرانی نژاد فلات ایران داشته است، بلكه در دورههایی از زندگی ملت ایران با بردوش كشیدن رسالت راهبری جامعهی بزرگ اقوام ایرانی، توانسته است شكوهمندترین دوران سرافرازی تاریخ ایران را نیز پدید آورد. كششهای تاریخی این سرنوشت مشترك سبب شده است كه حتا در دوران تجزیهی سرزمینهای كردنشین از ایران (چه به هنگام تسلط جبارانهی امپراتوری عثمانی و چه در زمان حكومت غاصبانهی دولتهای مخلوق استعمار بر این سرزمینها)، فریاد آزادگی بخش وحدت خواه مردم كرد برای پیوند با میهن بزرگ جامعهی اقوام ایرانی خاموشی نگیرد.

امپراتوری عثمانی، از زمره حكومتهایی بود كه پس از حكومت تازیان، «دین» را ابزار كشورگشایی و سركوب ملتها و اقوام دیگر قرار داده بود.

به گفتهی فردوسی:

زیان كسان از پی سود خویش

بجویندو دین اندر آرند پیش

در این میان، تنها مانع برابر به بردگی كشاندن ملتها به نام دین از سوی امپراتوری عثمانی، ملت ایران بود. از این رو، امپراتوری مزبور نه تنها با ملت ایران بلكه با همهی وابستگان نژادی و فرهنگی ملت ایران، در ستیز بود. قتلعام مكرر شیعیان و سركوب بیوقفه كردها، از چنان دشمنیها ریشه میگرفت.

با پیروزی انقلاب عثمانی در سال 1908 میلادی، «تركهای جوان» صحنه گردان امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنان امپراتوری شدند. تداوم اندیشهی آنان در قالب «حكومت كنونی تركیه» موج تازهای از دشمنی و تهاجم بر ضد تیرههای وابسته به ملت ایران را در پی داشت.

بدین سان، در آستانهی فروپاشی امپراتوری عثمانی و زایش حكومت تركیه، «شوونسیم نژادی» جایگزین «شوونیسم مذهبی» شد. نماد این سیاست تهاجمی نژادگرایانه، جعل اندیشهی «پان تركیسم»، از سوی تركهای جوان بود كه تا به امروز نیز همهی حكومتهای حاكم بر تركیه، میراث خونین آن را به دوش میكشند.

اگر در گذشته، امپراتوری عثمانی( دین) را ابزار سركوب قرار داده بود، دولتهای تركیه در قالب اندیشهی نژادگرایانه، سیاست قومكشی و پاكسازی نژادی را به مورد اجرا گذاردهاند.

از آشكارترین تظاهرات سیاست مزبور. قتل عام بیش از 5/1 میلیون از هم فرهنگان، هم تاریخان و هم ریشگان ارمنی ما در 24 آوریل 1915 (پنجم اردیبهشت ماه 1294 خورشیدی) و كوشش در زدودن هویت اصیل كردها، زیر نام «تركان كوهستانی» است.

در آغاز، برخورد كردهای سرزمینهای تجزیه شده برابر تبلیغات و اقدامات نژادگرایان «ترك»، شكل فرهنگی- سیاسی داشت. بدینسان كوشش بر این بود تا بیشتر بر هویت تاریخی و ایرانی و آریایی كردها تاكید شود. اما به زودی با افزایش فشار توام با خشونت و كشتار برای «ترك ساختن» كردها و كردستان، مقاومتها عمق بیشتری یافت. بدینسان مبارزه برای دفاع از حقوق تاریخی و نژادی كرد، به صورت خیزشهای مسلحانه در گوشه و كنار كردستان، ظاهر شد. مبارزات مسلحانه «شیخ سعید هرتوشی» و «سید عبدالقادر نقشبندی» از اقطاب فرقه نقشبندی در اواخر دوران عثمانی را میتوان از مهمترین هستههای اولیهی این مقاومت و خیزش مسلحانه نام برد.

به دنبال فروپاشی امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول و ایجاد حكومتهای به اصطلاح عربی از سوی استعمار انگلیس و فرانسه بر پهنهی متصرفات امپراتوری مزبور در خاورمیانه، دامنهی تجاوز بر كردها نیز گسترش یافت. این بار در كنار عنصر ترك، عنصر عرب نیز دستاندركار اجرای «سیاست سرزمین سوخته» و «نسل كشی» كردها شد. برابر شدت یافتن «كردستیزی»، دولتهای استعمارگر و حكومتهای دستنشاندهی آنان، مقاومت رهایی بخش و نبرد مسلحانه كردها نیز به سر تا سر كردستان اشغالی گسترده شد.

در این میان رستاخیز آزادگی بخش ایرانی نژادان كرد در قلمرو كشور استعمار ساخته عراق به سبب پیوندی كه از آغاز با مبارزات ضد استعماری شاخه دیگری از وابستگان فرهنگی ایران یعنی شیعیان آن سرزمین داشت، از برجستگی ویژهای برخوردار میباشد. خیزش گران «كرد» و قیامگران شیعه (دو شاخهی نژادی و فرهنگی وابسته به ملت بزرگ ایران)، در مواقع بسیار و با همآهنگ كردن مبارزات بر ضد استعمار انگلیس و حكومت دست نشاندهی بغداد، قیامهای عمومی و فراگیری را در سرتاسر عراق برپا كردند. چنان چه به هنگام قیام شیعیان در اوایل شهریور 1301 خورشیدی بر ضد دولت استعمارگر انگلیس و حكومت دستنشاندهی آن در عراق كه شهرهای مذهبی میان رودان و نیز شهر بغداد را فرا گرفت، «شیخ محمود برزنجی» از اقطاب بزرگ فرقه قادری برای كاستن از فشار نیروهای مشترك انگلیس و عرب بر قیامگران شیعه، سرتاسر كردستان واقع در قلمرو عراق را برعلیه آنان شورانید. بدین سان، قیام علیهی سلطهی ظالمانهی استعمار، سرتاسر عراق را دربرگرفت. مبارزان «كرد» در این نبردها، ضربات سختی بر نیروهای مشترك انگلستان و عرب وارد ساخت و شهرهای كردنشین بسیاری را از اشغال آنان خارج كردند. شیخ محمود برزنجی در مناطق آزاد شدهی كردستان آن سوی مرز، حكومت «آریایی كرد» را اعلام داشت. اگرچه دولت انگلیس پس از مدتها و با تحمل تلفات بسیار توانست به كمك نیروهایی كه از هندوستان آورده بود، قیام عمومی مردم میان رودان را سركوب كند، اما اقتدار استعمار انگلیس با این قیام دچار آسیب فراوان گردید و از هیبت و قدرت آن نه تنها در «میان رودان» بلكه در شبه قاره هند نیز كاسته شد.

با آغاز جنگ جهانی دوم، هماهنگی میان جنبش «كرد» و نهضت شیعیان به صورت قیامهای گسترده و عمومی بر علیه نیروهای انگلیس و حكومتزادهی استعمار در میان رودان (عراق) نمایان شد. بر اثر این قیامها و پشتیبانی عمومی مردم، رشید عالی گیلانی در هجدهم فروردین ماه 1319 خورشیدی (7 آوریل 1940 میلادی)، قدرت را در عراق به دست گرفت.

سران حكومت دستنشاندهی بغداد از عراق گریختند، دولت انگلیس با بهرهگیری از نیروهای مستقر در اردن و پایگاههای هوایی خود در عراق، پس از نبردهای خونین بسیار، سرانجام قیام را سركوب كرد. اما میان رودان و به ویژه مناطق كردنشین این سرزمین همچنان ناآرام باقی ماند.

كردان ساكن شمال عراق، در سال 1319 خورشیدی (1940 میلادی) برای ادامهی مبارزه، حزب هیوا (امید) را بنیان گذاردند. اما كمونیستها كه در جریان جنگ دوم، متحد انگلیسها بودند، با نفوذ در صفوف حزب «هیوا» سبب انشعاب این حزب شدند. پس از این ناكامی، گروههای مبارز كرد و برخی عناصر ناسیونالیست جدا شده از حزب هیوا، تشكیلات جدیدی را به نام حزب رزگاری (آزادی) سازمان دادند. در سال 1325 خورشیدی گروههای فعال دو حزب رزگاری و «هیوا» برای تشكیل جبههای واحد، در همایشی گردهم آمده و «پارت دموكرات كردستان» (آن سوی مرز) را، بنیاد نهادند.

همایش به اتفاق آراء ملامصطفی بارزانی رهبر جنگجویان كرد را كه در آن هنگام در حال نبرد با نیروهای حكومت بغداد بود، به عنوان دبیركل حزب جدید برگزید. در بیانیهی این همایش، دفاع از حقوق تاریخی و نژادی تمامی ایرانینژادان و وابستگان فرهنگی آنان در عراق، آرمان مبارزاتی پارت دموكرات كردستان اعلام گردید. به دنبال كنگرهی مزبور، روزنامه خبات (كوشش) به عنوان ارگان رسمی و تئوریك پارت دموكرات كردستان (آن سوی مرز) منشتر گردید. با تشكیل پارت دموكرات كردستان مبارزه علیه حكومت بغداد و سیاستهای تبعیض نژادی، فراگیرتر شد. رستاخیز كردستان (آن سوی مرز) علیرغم همه توطئهها و كارشكنیهای دشمنان به پیروزهای بزرگی در بعد نظامی و سیاسی دست یافت و توانست حقانیت خود را در داخل و خارج عراق بر همگان آشكار كند.

ملامصطفی بارزانی با اعلام این نظر كه «هركجا كرد زندگی میكند، آن جا ایران است» همواره بر پیوند ناگسستنی تاریخی و نژادی كردان با دیگر ایرانیان تاكید داشت.

 

مجموع جمعیت كرد در آن سوی مرزها، میان 6/19 تا 21 میلیون تن برآورد میگردد: (2)

الف- در قلمروی جمهوری تركیه: كردهای ساكن قلمرو جمهوری تركیه، در نشریات آماری و مكاتبات رسمی دولت تركیه به عنوان «تركهای كوهستانی»؟!، نامر برده میشوند.

جمعیت كردهای ساكن تركیه میان 4/14- 3/15 میلیون تن برآورد میگردد. این رقم كمابیش 6/23- 25 درصد از كل جمعیت كشور مزبور را دربرمیگیرد.(3) كردها در ده استان تركیه، واقع در خاور و جنوب خاوری كشور مزبور، دارای اكثریت هستند. شهرهای وان، دیار بكر، ارض روم، تبلیس و... در حوزهی سرزمینهای كردنشین قرار دارند. در آمارهای رسمی دولت تركیه، ارقام واقعی مربوط به جمعیت كردها، منتشر نمیگردد و در بیشتر نشریان آماری تركیه، نام «كرد» به چشم نمیخورد. و از آنان به نام «تركهای كوهستانی»، نام برده میشود.(4)

ب- در قلمروی جمهوری عراق: جمعیت كردهای ساكن حكومت عراق كه بیشتر در شمال كشور مزبور متمركزند، حدود 6/5 میلیون تن برآورد میگردد. (5) این جمعیت 5/26 درصد از كل جمعیت كشور مزبور را دربرمیگیرد.(6) شهرهای مهم كردنشین قلمرو حكومت عراق عبارتند از: روانداز، حلبچه، سلیمانیه، كركوك، موصل و...

پ- قلمروی جمهوری سوریه: بیشتر  كردهای ساكن سوریه در سه بر مرزی عراق، تركیه و سوریه و همچنین در اطراف دمشق ساكن هستند. جمعیت كردهای ساكن كشور مزبور حدود 5/1 میلیون تن برآورد میگردد كه كمابیش 9 درصد كل جمعیت كشور مزبور را تشكیل میدهد. بخش قابل ملاحظهای از ساكنان بلندیهای گلان (جلان) نیز كرد هستند.(7)

ت- جمهوری ارمنستان: جمعیت كردهای ساكن قلمرو ارمنستان كه بیشتر در بخشهای خاوری جمهوری مزبور ساكناند، كمابیش 250 هزار تن برآورد میگردد. جمعیت این جمهوری در سال 1993 برابر با، 3730000 تن برآورد گردیده است.(8)

ث- جمهوری آذربایجان (اران): كردها ساكن این جمهوری در منطقه «لاچین» قرهباغ متمركز هستند و جمعیت آنان حدود 26 هزار برآورد میگردد.

ج- جمهوری خودمختار نخجوان: در بخش شمال غربی جمهوری خودمختار مزبور، حدود 25 هزار تن كرد زندگی میكنند. جمعیت نخجوان در سال 1995 حدود 306 هزار تن برآورد گردیده است.(9)

چ- لبنان: بیشتر كردهای ساكن لبنان در بخش شمال باختری بیروت ساكناند و جمعیت آنها حدود 100 هزار تن برآورد میگردد. جمعیت كشور مزبور در سال 1995 برابر با 4 میلیون تن برآورد گردیده است.(10)

ح- جمهوری تركمنستان: كردها در این جمهوری نوخاسته پراكندهاند. در برگهای هویت جمهوری مزبور، ایرانیان و ایرانی نژادان را بیشتر زیر عنوان «كرد» ، ردهبندی میكنند. جمعیت كردهای ساكن جمهوری تركمنستان، با تعریف بالا، بیش از 500 هزار تن برآورد میشوند. البته همچنان چه گفته شد، در این آمار بیشتر ایرانیان، مردم اران و ... را نیز در برمیگیرد.

پی نوشت :

1- نگاه كنید به : «تاریخ مردوخ» شیخ محمد مردوخ كردستانی- نشر كارنگ ـ

همچنین نگاه كنید به   «كرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او»- رشید یاسمی- انتشارات امیركبیر  -------------2 – برپایه ی منابع گوناگون .                                                                                                                                                              

3- جمعیت تركیه از سوی آمارنامه Welt Almanach 98 برای سال 1995 برابر با 61 میلیون نفر برآورد شده است.

4- برآورد جمعیت كردهای ساكن كشور مزبور براساس آمارهای گوناگون، انجام شده است.

5- بر پایه برآوردهای گوناگون از منبعهای مختلف، حكومت عراق همیشه میكوشد كه شمار كردان ساكن كشور مزبور را كمتر از واقع نشان دهد. بیگمان میتوان اندیشید كه شمار كردهای ساكن عراق، بیشتر از رقم آورده شده است.

6- جمعیت كشور عراق بر پایه Welt Almanach 98 برای اسل 1995 برابر با 20 میلیون تن برآورد گردیده است.

7- جمعیت سوریه برپایهی آمار منبع بالا در سال 1995 برابر با 14 میلیون برآورد گردیده است.

89- منابع گوناگون آمار جمعیت در سطح جهانی.

10- Welt Almanach 98

- همان منبع

 

[+] نوشته شده توسط در 21:15 | |

:: مطالب پيشين